انجمن مدرسه ها
مارس 12, 2010, 10:54:58 pm *
خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای ما ارسال نشده است؟

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
اخبار: http://pasargad.sch.ir  هنرستان پاسارگاد
 
   فهرست   راهنمايي جستجو ورود عضويت  
صفحه: [1]   پایین
  ارسال به دوستان  |  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: سخنان امام حسین (ع)  (دفعات بازدید: 177 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
hasan vaeziyan
مدیر انجمن
بابا حرفه ای
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 285


آدرس ايميل
« : دسامبر 19, 2009, 09:03:30 pm »





روش ارشاد و هدايت : روزى امام حسن مجتبى صلوات اللّه عليه به همراه برادرش ، حضرت ابا عبداللّه الحسين عليه السلام از محلّى عبور مى كردند، پيرمردى را ديدند كه وضو مى گرفت ؛ ولى وضويش را صحيح انجام نمى داد.
وقتى كنار پيرمرد آمدند، امام حسن عليه السلام خطاب به برادرش كرد و اظهار داشت : تو خوب وضو نمى گيرى ؛ و او هم به برادرش گفت : تو خود هم نمى توانى خوب انجام دهى ، (البتّه اين يك نزاع مصلحتى و ظاهرى بود، براى آگاه ساختن پيرمرد)
و سپس هردو پيرمرد را مخاطب قرار دادند و گفتند: اى پيرمرد! تو بيا و وضوى ما را تماشا كن ؛ و قضاوت نما كه وضوى كدام يك از ما دو نفر صحيح و درست مى باشد.
و هر دو مشغول گرفتنِ وضو شدند. هنگامى كه وضويشان پايان يافت ، اظهار داشتند: اى پيرمرد! اكنون بگو وضوى كدام يك از ما دو نفر بهتر و صحيح تر بود؟
پيرمرد گفت : عزيزانم ! هر دو نفر شما وضويتان خوب و صحيح است ، ولى من نادان و جاهل مى باشم ؛ و نمى توانم درست وضو بگيرم ، وليكن الان از شما ياد گرفتم ؛ و توسّط شما هدايت و ارشاد شدم .چهل داستان و چهل حديث از امام حسن مجتبي (ع)، به نقل از حديقة الشّيعة  ج 2، ص 296.
مرد شامى و امام حسين (ع : (شخصى از اهل شام ، به قصد حج يا مقصد ديگر به مدينه آمد. چشمش ‍ افتاد به مردى كه در كنارى نشسته بود. توجهش جلب شد، پرسيد: اين مرد كيست ؟ گفته شد حسين بن على بن ابيطالب است. سوابق تبليغاتى عجيبى (1) كه در روحش رسوخ كرده بود، موجب شد كه ديگ خشمش به جوش آيد و قربة الى اللّه ! آنچه مى تواند سب و دشنام نثار حسين بن على بنمايد. همين كه هر چه خواست گفت و عقده دل خود را گشود، امام حسين بدون آنكه خشم بگيرد و اظهار ناراحتى كند، نگاهى پر از مهر و عطوفت به او كرد و پس از آنكه چند آيه از قرآن مبنى بر حسن خلق و عفو و اغماض ‍ قرائت كرد به او فرمود:
ما براى هر نوع خدمت و كمك به تو آماده ايم .
آنگاه از او پرسيد: آيا از اهل شامى ؟
جواب داد: آرى .
فرمود: من با اين خلق و خوى سابقه دارم و سرچشمه آن را مى دانم.
پس از آن فرمود: تو در شهر ما غريبى . اگر احتياجى دارى حاضريم به تو كمك دهيم ، حاضريم در خانه خود از تو پذيرايى كنيم . حاضريم تو را بپوشانيم ، حاضريم به تو پول بدهيم.
مرد شامى كه منتظر بود با عكس العمل شديدى برخورد كند و هرگز گمان نمى كرد با يك همچو گذشت و اغماضى روبرو شود، چنان منقلب شد كه گفت : آرزو داشتم در آن وقت زمين شكافته مى شد و من به زمين فرو مى رفتم و اين چنين نشناخته و نسنجيده گستاخى نمى كردم. تا آن ساعت براى من، در همه روى زمين كسى از حسين و پدرش مبغوض تر نبود و از آن ساعت برعكس ، كسى نزد من از او و پدرش محبوبتر نيست.(2)
 ************************************************************************************************************************
1. شام در زمان خلافت عمر فتح شد. اول كسى كه امارت و حكومت شام را در اسلام به او دادند، يزيد بن ابوسفيان بود. يزيد دو سال حكومت كرد و مرد. بعد از او حكومت اين استان پرنعمت به برادر يزيد، معاوية ابن ابوسفيان واگذار شد. معاويه بيست سال تمام در آنجا با كمال نفوذ و اقتدار حكومت كرد، حتى در زمان عمر كه زود به زود حكام عزل و نصب مى شدند و به كسى اجازه داده نمى شد كه چند سال حكومت يك نقطه را در دست داشته باشد و جاى خود را گرم كند، معاويه در مقر حكومت خويش ثابت ماند و كسى مزاحمش نشد. به قدرى جاى خود را محكم كرد كه بعدها به خيال خلافت افتاد. پس از بيست سال حكومت بعد از صحنه هاى خونينى كه به وجود آورد به آرزوى خود رسيد و بيست سال ديگر به عنوان خليفه مسلمين بر شام و ساير قسمتهاى قلمرو كشور وسيع اسلامى آن روز حكومت كرد.
به اين جهات ، مردم شام از اولين روزى كه چشم به جهان اسلامى گشودند، در زير دست امويان بزرگ شدند. و همچنانكه مى دانيم امويها از قديم با هاشميان خصومت داشتند. در دوران اسلام و با ظهور اسلام ، خصومت امويان با هاشميان شديدتر و قويتر شد و در آل على تمركز پيدا كرد بنابراين ، مردم شام از اول كه نام اسلام را شنيدند و به دل سپردند، دشمنى آل على را نيز بدل سپردند. و روى تبليغات سوء امويها دشمنى آل على را از اركان دين مى شمردند. اين بود كه اين خلق و خوى از آنها معروف بود.
2. داستان راستان ( تالیف شهید مطهری ره ) جلد اول ( برای دانلود کتاب داستان راستان روی لینکهای روبرو کلیک کنید : دانلود جلد 1 ؛ دانلود جلد 2 ) ، نفثة المصدور، محدث قمى ، ص 4.

امام حسین (ع) : ای پسر آدم همانا تو مانند روزگاری ، هر روزی که بر تو بگذرد قسمتی از عمرت کاسته و کم میگردد.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 98
امام حسین (ع) : هرکس زبانش راستگو باشد کردارش پاکیزه باشد و هرکس نیت خیر داشته باشد روزیش فراوان گردد و هرکس با زن و بچه اش خوشرفتار باشد عمرش طولانی شود.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 323
امام حسین (ع) : فقیران و تهی دستان مومنان چهل سال زودتر از ثروتمندان وارد بهشت میشوند ، امام (ع) برای درک بیشتر این موضوع مثالی را هم بیان فرمودند : مانند دو کشتی که از گمرک می گذرند ، مامور وصول گمرک به آن دو کشتی نگاه میکند و یکی از آنها را پر از بار می بیند و دستور می دهد آنرا نگه دارید.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 370
امام حسین (ع) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.  ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 454
امام حسین (ع) در حال رفتن به کربلا فرمودند : من مرگ را نمی بینم جز سعادت ، و زندگی با ستمگران را نمی بینم مگر ستوه و بی قراری.  تحف العقول صفحه 176
امام حسین (ع) در حال رفتن به کربلا فرمود : این دنیا تغییر کرده و منفور شده است ، خوبیهایش رفته ، و باقی نمانده از دنیا مگر ته مانده ای همچون کاسه ای که در ته آن مختصری بماند.مختصر زندگی بی ارزشی همچون چراگاه خطرناک ، مگر شما مشاهده نمی کنید که به حق عمل نمی کنند و از باطل گریزان نیستند ، باید مومن دل به دیدار پروردگار خود ببندد در حالی که طالب حق است.من مرگ را جز حیات و زندگی نمی بینم و زنده ماندن با ستمگران را جز بدبختی ، مردم بنده دنیایند و دین بر سر زبانهای آنها آویزان است  آن را می چرخانند بر محور زندگی خود ، وقتی به وسیله بلا آزمایش شدند دین داران کم خواهند بود ( دین لقلقه زبانشان است و در مواقع آزمایش الهی دین ندارند ).  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )
روایت شده که چون حسین (ع) وارد سرزمین کربلا شد ؛ رو به اصحاب خود کرد و فرمود : مردم بندگان دنیا هستند و دین حرفی است که بر زبان میرانند و تا زندگی آنان خوب و گوارا است دین را حفظ میکنند ولی چون به بلاها امتحان و آزمایش می شوند ، دین داران کم خواهند شد.  انوارالبهیه ( از تالیفات حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه ) صفحه 93
امام حسین (ع) : امام (ع) به مردی که غیبت شخصی را در نزد آنجناب می کرد فرمود : از این کار خودداری کن ، غیبت و بدگویی پشت سر دیگران ، خوراک سگهای جهنم است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )
امام حسین (ع) : گروهی خدا را می پرستند به جهت آرزوی بهشت ، این عبادت تاجران است ، گروهی خدا را میپرستند از ترس جهنم ، این عبادت بردگان است ، گروهی خدا را میپرستند به شکرانه نعمتهایش ، این عبادت آزادمردان است و این بهترین عبادت است.  بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 110 )










گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

h v
سارا
کاربر جدید
*
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1


« پاسخ #1 : دسامبر 23, 2009, 01:52:33 pm »

سلام نمونه سوال علوم سال سوم راهنمایی می خوام
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است
صفحه: [1]   بالا
  ارسال به دوستان  |  چاپ صفحه  
 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.11 | SMF © 2006, Simple Machines LLC | Persian Language Pack by SMFlearn Team

Supported By Mambolearn Team
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!

این صفحه در 0.137 ثانیه 23 نمایش داده شد.