انجمن مدرسه ها
مارس 16, 2010, 06:15:57 am *
خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای ما ارسال نشده است؟

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
اخبار: http://pasargad.sch.ir  هنرستان پاسارگاد
 
   فهرست   راهنمايي جستجو ورود عضويت  
صفحه: [1]   پایین
  ارسال به دوستان  |  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: تجلي برخي از حالات هيپنوتيزمي  (دفعات بازدید: 147 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
admin
مدیر سایت
یه دنگ از سایت به نامشه
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 2023


amirb55
WWW آدرس ايميل
« : جون 28, 2009, 02:47:33 am »

اگر در حالت هيپنوتيزم به فرد تلقين شود كه قسمتي از بدنش سنگين مي شود، ناخودآگاهانه آن قسمت شروع به سنگين شدن مي كند.

تشريح حالات هيپنوتيزمي از زبان هيپنوتيزم شدگان
 اظهارات مربوط به دهها نفر از كساني كه تحت هيپنوتيزم قرار گرفته اند:
س: در حالت هيپنوتيزم من به شما آرامش، احساس راحتي و رهايي تلقين كردم و ملاحظه مي شد كه خيلي راحت هستيد. ممكن است حالاتي را كه داشتيد توضيح دهيد:
ج: احساس آرامش بخصوصي داشتم، خيلي آزاد و رها بودم، فكري نداشتم و احساس مي كردم تحت حمايت شما هستم و ناخودآگاهانه همانگونه كه مي گفتيد مي شدم ضمن اينكه متوجه همه چيز بودم و حتي صداهاي اطراف را مي شنيدم ولي برايم مهم نبود...
س: شما در چه حالات و شرايطي بوده ايد؟
ج: يك حالت آرامش... يك حالت شبيه به در رويأ بودن...
س: آيا خواب بوديد؟
ج: نه، خواب كه نبودم، خيلي بيدار هم نبودم...
س: آيا اين حالت را قبلا'' هم در حالت عادي تجربه كرده ايد؟
ج: فكر نمي كنم...نه...
س: وقتي شما در حالت هيپنوتيزم بوديد من گفتم كه دست شما سنگين مي شود... آنقدر سنگين كه احساس مي كنيد از سنگيني به سمت پائين كشيده مي شود و بلافاصله ملاحظه شد كه دست و طرف راست شما شروع كرد به سنگين شدن و شما به سمت پائين خم شديد! ممكن است قدري توضيح دهيد؟
ج: احساس كردم دستم شروع كرد به سنگين شدن و بعد آنقدر سنگين شد كه نمي توانستم آن را تحمل كنم...
ج: احساس كردم نيرويي دستم را بطرف بالا مي آورد...
س: آيا خودتان اين كار را كرديد؟...
ج: نه... بهيچوجه حتي من قدري هم مقاومت كردم كه دستم بالا نيايد ولي اين نيرو بيش از آن بود كه من تحمل كنم ... ضمن اينكه در حالتي بودم كه خودم نمي خواستم مانع شوم و دستم سبك شد...
س: از اينكه دستتان سبك شده و بالا مي آيد تعجب نكرديد...؟
ج: قدري مكث ... چرا ... همينطوره... در اينجا نكته جالبي وجود دارد. عليرغم اينكه اين جواب از سوژه ها شنيده مي شود ولي در چهره و قيافه آنها در هنگام بالا آمدن دست در هيپنوتيزم تعجبي ملاحظه نمي شود. ولي بعدها ممكن است بعضي از سوژه ها اين تعجب را اظهار كنند.
س: من در حالت هيپنوتيزم به شما تلقين كردم كه قسمتي از دست و صورت شما سر و بي احساس مي شود. آيا شما اين سري و بي احساسي را داشتيد؟
ج: اصلا'' درد وناراحتي را احساس نمي كردم ولي متعجب بودم كه سوزن وارد بدن من مي شود...
س: من به شما گفتم كه بدنتان مثل يك تكه چوب خشك و سفت مي شود.. ممكن است قدري در اين زمينه توضيح دهيد...
ج: بدنم خارج از كنترل خودم شروع كرد به سفت شدن...
س: آيا از اين وضعيت دچار ترس نشديد؟
ج: اصلا'' فكر نمي كردم... به هرحال ترسي نداشتم...
س: به شما از شادماني و شعف گفتم و شما شروع به خنديدن نموديد. ممكن است توضيح بفرمائيد.
ج: احساس كردم همه چيز بنظرم مضحك و خنده دار آمد ولي واقعا'' دليلي نداشتم...
س: وقتي گريه به شما تلقين شد، شروع به گريستن كرديد...
ج: آري...احساس كردم غم دنيا روي قلبم سنگيني مي كند.

در مقالات بعدي جواب اين سوالات خود را بگيريد:
راستي در حالت هيپنوتيزم چه اتفاقي مي افتد؟ آيا اظهارات هيپنوتيزم شدگان درست است؟
براستي چه اتفاقي در درون بدن انسان مي افتد كه چنين اتفاقاتي رخ مي دهد؟
كدام قسمت از مغز يا ذهن مسئول اين تغييرات دروني است؟
آيا واقعا'' اين پديده قابل بررسي از ديدگاه هاي عميق باليني نيست؟
 
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

الهم صل علی محمد و آل محمد  - -  - میکرو بلاگ ایران زب را حتما ببینید و حتما عضو شوید http://www.iranzab.com
صفحه: [1]   بالا
  ارسال به دوستان  |  چاپ صفحه  
 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.11 | SMF © 2006, Simple Machines LLC | Persian Language Pack by SMFlearn Team

Supported By Mambolearn Team
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!

این صفحه در 0.064 ثانیه 20 نمایش داده شد.