انجمن مدرسه ها
مارس 18, 2010, 07:26:22 pm *
خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای ما ارسال نشده است؟

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
اخبار: به مدرسه ها دات کام خوش آمدید http://Http://madreseha.com
 
   فهرست   راهنمايي جستجو ورود عضويت  
صفحه: [1]   پایین
  ارسال به دوستان  |  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: بحر طویل از ابوالقاسم حالت (حتما بخوانید)  (دفعات بازدید: 1397 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
admin
مدیر سایت
یه دنگ از سایت به نامشه
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 2026


amirb55
WWW آدرس ايميل
« : آپریل 04, 2008, 05:33:01 pm »

آن شنیدم که یکی مرد دهاتی هوس دیدن تهران سرش افتاد وپس از مدت بسیار مدیدی و تقلای شدیدی به کف آورد زر و سیمی و رو کرد به تهران خوش و خندان و غزلخوان ز سر شوق و شعف گرم تماشای عمارات شد و کرد به هر کوی گذر ها و به هر سوی نظرها وبه تحسین و تعجب نگران گشته به هر کوچه و بازار و خیابان و دکانی.
در خیابان به بنائی که بسی مرتفع و عالی و زیبا و نکو بود و مجلل نظر افکند و شد از دیدن آن خرم و خرسند و بزد یک دو سه لبخند و جلو آمد ومشغول تماشا شد و یک مرتبه افتاد دو چشمش به آسانسور ولی البته نبود آدم دل ساده که آن چیست؟ برای چه شده ساخته یا بهر چه کار است؟ فقط کرد بسویش نظرو چشم بدان دوخت زمانی.
ناگهان دید زنی پیر جلو آمد و آورد بر آن دگمه پهلوی آسانسور به سر انگشت فشاری و به یکباره چراغی بدرخشید و دری وا شد و پیدا شد از آن پشت اتاقی و زن پیر وزبون داخل آن گشت و درش نیز فروبست. دهاتی که همانطور به آن صحنه جالب نگران بود ز نو دید دگر باره همان در به همان جای زهم وا شد واین مرتبه یک خانم زیبا و پری چهره برون آمد از آن. مردک بیچاره به یکباره گرفتار تعجب شد و حیرت چو به رخسار زن تازه جوان خیره شد و دید که در چهره اش از پیری و زشتی ابداً نیست نشانی.
پیش خود گفت : که ما در توی ده اینهمه افسانه جادوگری و سحر شنیدیم ولی هیچ ندیدیم به چشم خودمان همچه فسونکاری و جادو که در این شهر نمایند و بدین سان به سهولت سر یک ربع زنی پیر مبدل به زن تازه جوانی شود افسوس کزین پیش نبودم من درویش از این کار خبر دار که آرم زن فرتوت و سیه چرده خود نیز به همراه در اینجا که شود باز جوان آن زن بیچاره و من هم سر پیری برم از دیدن او لذت و با او به ده خویش چو برگردم وزین واقعه یابند خبر اهل ده ما، همه ده را بگذارند که در شهر بیارند زن خویش چو دانند به شهر است اتاقی که درونش چو رود پیر زنی زشت، برون آید از آن خانم زیبای جوانی
برگرفته از انجمن گالان http://forum.gssite.com
گزارش به مدیر انجمن   خارج شده است

الهم صل علی محمد و آل محمد  - -  - میکرو بلاگ ایران زب را حتما ببینید و حتما عضو شوید http://www.iranzab.com
صفحه: [1]   بالا
  ارسال به دوستان  |  چاپ صفحه  
 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.11 | SMF © 2006, Simple Machines LLC | Persian Language Pack by SMFlearn Team

Supported By Mambolearn Team
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!

این صفحه در 0.067 ثانیه 22 نمایش داده شد.